هنوز اردیبهشت ...

خرید بک لینک
دیروز شدیدا دلم می خواست با کسی حرف بزنم......

گاهی دلم برای زنانگی ام تنگ می شود.... با خودم فکر می کنم چرا من پیراهن ندارم....آنقدر به خاطر راحتی تنبه شلوار و شلوارکپوشیدن داده ام که لذت دامن پوشیدن از یادم رفته....

بالاخره برای خودم یک پیراهن خریدم و تصمیم گرفتماز این به بعدبیشتر پیراهن بخرم...

امروز خودم را مهمان شمیم دلنشین یاسها وخوشه های اقاقیاکردم....و کوهسنگی پارک نوستالزیک کودکی من، این فضا را مهیا می کرد....

| شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 9:25 | مادر دختری| |

یادداشتی بر ظهیر...

ما را در سایت یادداشتی بر ظهیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 12:08

صفحه بندی