پس این همه سال خستگی، دلم می خواهدبه همه کارهایی که ارزویش را داشتم برسم.
بنا براین شروع می کنم به نوشتن..مثنوی را کنار دستم می گذارم.... رمانهایم را که اکنون به مدد تکنولوژی درگوشه حافظه موبایلم جا داده ام، از روی صفحه کوچک آن می خوانم.
اداره را از دغدغه هایم خارج می کنم..اداره بایددر اداره بماند...
دلم می خواهدهر چه سریعتر از این مرکز بروم. اصلاکار مراکز را دوست ندارم...
اگرچه تقریبا با جدا کردن فیزیکی خودم از بچه ها یک حاشیه امن ویک حریم خصوصی درست کرده ام...
دلم می خواهد آشپزی کنم.. ورزش کنم.... و هم خسته ازهمه چی
و هم می خواهم دغدغه هیچ کاری نداشته باشم
جمع این همه اضداد اکنون در من است.....
| شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 8:59 | مادر دختری| |
یادداشتی بر ظهیر...ما را در سایت یادداشتی بر ظهیر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145